تئوری انتخاب (درآمدی بر روان‌شناسی امید)

تئوری انتخاب (درآمدی بر روان‌شناسی امید)

اگر به این باور برسیم که عوامل بیرونی نقش چندان بااهمیتی در سرنوشت ما ندارند، خواهیم توانست حس خوشبختی را در آغوش بگیریم.

کتاب تئوری انتخاب نوشته ویلیام گلسر است.

تئوری انتخاب  معتقد است که هرگاه افراد در ارضای نیازهای خود با شکست یا سرخوردگی مواجه شوند، دست به رفتار خاصی می‌زنند. 

در توضیح این مطلب در بخشی از کتاب آمده است: «غذا خوردن یک رفتار است، دعوا کردن یک رفتار است، دیر سر قرار رفتن یک رفتار است، خشمگین شدن یک رفتار است، غمگین و افسرده شدن یک رفتار است، نگران و مضطرب شدن یک رفتار است، هذیان یک بیمار سایکوز نیز یک رفتار است.»

هدف از بروز هریک از این رفتارها، ارضای یکی از نیازهای اساسی آدمی است:

این پنج نیاز اساسی عبارتند از :

  1. عشق و احساس تعلق
  2. قدرت
  3. تفریح
  4. آزادی
  5. بقا و زنده ماندن

تئوری انتخاب از سه فصل تشکیل شده است:

  • نظریه
  • کاربست تئوری در عمل 
  • کاربست عمل
نویسنده این کتاب پر فروش در فصل آخر “ده اصل بنیادین تئوری انتخاب” را آورده است:

 

 

 

سومین اصل: تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از مشکلات رابطه‌ای سرچشمه می گیرند. مشکلات رابطه‌ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماری های مزمن، که معمولا به آن‌ها بیماری‌های سیستم ایمنی گفته می‌شود، نیز هستند.

 

پنجمین اصل: وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفته است، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تاثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم کنونی‌مان، اثر ناچیزی دارد و کمکی به ما نمی کند.

ششمین اصل: پنج نیاز ژنتیکی رفتارهای ما را جهت می‌بخشد:

  • نیاز به بقا و زنده ماندن
  • نیاز به عشق و احساس تعلق
  • نیاز به قدرت
  • نیاز به آزادی
  • نیاز به تفریح

 

هشتمین اصل: تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می زند رفتار است. تمام رفتارهای ما یک رفتار کلی است که از چهار مولفه به هم پیوسته عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکل شده است.

نهمین اصل: تمام رفتارهای کلی معمولا با فعل، آن هم به صورت مصدر یا اسم مصدر بیان و با مولفه‎‌ای که در هنگام بروز رفتار بیشتر قابل تشخیص است نامگذاری می‌شوند. برای مثال به جای استفاده از عبارت من افسرده هستم یا من افسرده شده‌ام، درست آن است که بگوییم: من افسردگی را انتخاب کرده‌ام یا من افسردگی می‌کنم.

دهمین اصل: تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مولفه های عمل و فکر به طور مستقیم و بر مولفه‌های احساس و فیزیولوژی به طور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان و به واسطه آن‌ها احساسات و فیزیولوژی خود را نیز می توانیم کنترل کنیم.

لینک جهت تهیه کتاب تئوری انتخاب

 

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *