یادداشتها دارای انواع گوناگونی است و از نظر موضوع خبری بسیار متنوع است و محدودۀ خاصی ندارند موضوع‌های متنوعی در حوزه علوم انسانی می‌تواند موضوع یادداشت باشد.

 نثر این مقاله‌ها نیز برخلاف سرمقاله _که الزاماً باید وزین و متین باشد_محدود به نثر خاصی نیست. نثر کلاسیک و جدی،‌طنز، هزل، فکاهه و … انتخاب با نویسنده است و بستگی به ذوق، قریحه و سبک او دارد.

یادداشت‌ها که در بخش مقالات علوم انسانی قرار گرفته گستره وسیعی از موضوعات را با محوریت علوم انسانی شامل می‌شود. موضوع یادداشت‌ها می‌‌تواند بررسی مسئلۀ روز باشد و یا با نگاهی انتقادی به یک مسئله عمقی پرداخته شود. عموما یادداشت‎‌ها به دلیل بیان گیرا و موضوعات مهم آن‌ها مخاطبان بسیاری را به خود جذب می‌کند.

یونسکو معلم موفق را تعریف می کند

یونسکو مخفف نام سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد است که با هدف تحقق صلح و رفاه همگانی در جهان از طریق همکاری میان ملت‌ها فعالیت می‌کند.

این سازمان مهم و موثر بنابر پژوهش‌های که انجام می‌دهد در راستای اهداف تعیین شده سازمان تعاریف جدید از برخی از مفاهیم ارائه می‌دهد. در واقع تعریف مفاهیم در جهت ایجاد راهکارهای برای رفاه و آموزش و فرهنگ‌سازی است.

جهان امروز به سرعت در حال تغییر و جهش است، ملت‌ها در حال بازسازی و بازتعریف خود هستند تا از رفاه و تکنولوژی و پیشرفت بیشترین بهره را ببرند.

در این یادداشت به تعرف و ارائه ویژگی معلم در قرن بیست و یک و سال ۲۰۱۹پرداخته می‌شود تا راهگشا معلمانی باشد که هر روز خود را بازتعریف ‌کنند تا در جریان آموزش نوین موثر باشد.

آموزش و پرورش با کمک دبیران و معلمان بناکننده فرهنگ جامعه است و در جریان یادگیری بیش از مولف کتب درسی تاثیرگذار خواهد بود.

ده ویژگی معلمان امروزی از دیدگاه یونسکو:

۱- معلمان موفق امروزی آماده‌اند بگویند: ما نمی‌دانیم اما با هم می‌آموزیم؛

۲- معلمان امروزی می‌دانند که در وهله نخست معلم دانش‌آموزان هستند نه معلم کتب درسی؛

۳- معلمان فقط عرضه‌کنندگان دانش نیستند بلکه تسهیل‌گر روند یادگیری‌اند؛

۴- معلمان موفق امروزی می‌دانند که اثر‌گذاری بر دانش‌آموزان بی‌انگیزه نیز از اهداف مهم آنهاست؛

۵- معلمان موفق امروزی می‌دانند زنگ تفریح و بازی حق مسلم کودکان است؛

۶- معلمان موفق امروزی می‌دانند برداشتن دیوارهای میان کلاس درس و جامعه از اهداف آنهاست؛

۷- معلمان موفق امروزی می‌دانند کلید قرن اخیر یادگیری مداوم است؛

۸- معلمان موفق امروزی می‌دانند باید فرصت‌های مناسب برای احساس امنیت در دانش‌آموزان فراهم نمایند؛

۹- معلمان موفق امروزی می‌دانند سهم هر دانش‌آموز از یادگیری اهمیت دارد؛

۱۰- معلمان موفق امروزی می‌دانند آنها علاوه برنیازهای علمی نیازهای معنوی واخلاقی هم دارند.

امید است با تامل در ده ویژگی ارائه شده توسط یونسکو شاهد بهروزی آموزش وپرورش و افزایش سطح کیفیت آموزش باشیم.

معرفی رشته روان‌شناسی

معرفی رشته روان‌شناسی از زبان محمد پویا، روان‌شناس بالینی

برای روان‌شناس بودن به چه نیاز داریم؟

«دانش در اولویت است»

روان‌شناسی بیش از هر چیز یک دانش تخصصی است نه یک مهارت ذاتی. این جمله را حتماً گفته یا شنیده‌ایم که «من به همه‌ دوستانم مشاوره می‌دهم، پس به‌نظرم باید روان‌شناسی بخوانم». در پاسخ به این جمله باید گفت: اول اینکه مشاوره دادن و حرف زدن با «مشاورۀ درست دادن» خیلی فرق می‌کند و هردوی این‌ها با «درمان کردن» از زمین تا آسمان متفاوت هستند. دوم اینکه همین رفتار یعنی «به همه مشاوره دادن» در بهترین حالت می‌تواند نشانه‌ای از مهرطلبی یا شاید میل به کنترل دیگران از این راه باشد، وگرنه کسی که کمترین اطلاعاتی نسبت روانشناسی داشته باشد می‌داند که دستکاری سیستم فکری و هیجانی یک فرد بدون تخصص کار خطرناکی است. اگر آن شخص واقعا به فکر دوست خود است، او را به سمت متخصص راهنمایی می‌کند و در طول درمان کنارش می‌ماند، نه بیشتر.

(بیشتر…)

به بهانۀ زادروز ژان بودریار

ژان بودریار جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز پست مدرن و پسااختارگرایی است که از نظر بسیاری از تحلیل‌گران ارتباطات، مهم‌ترین اندیشمند نظریه‌های انتقادی است. نخستین بار آوازۀ بودریار اواخر دهۀ ۷۰ با انتشار نقدی بر اندیشه فوکو به نام «فوکو را فراموش کن» در محافل روشنفکری فرانسه پیچید.

او در کتاب فـوکـو را فرامـوش کـن ضمـن ابراز انتقاداتـی محکـم به فوکـو و دیگر هم­عصـرانـش، از قدیمی و مهجـور بـودن ایده های فوکـو مـی‌گویـد و وی را به اتخـاذ دیدگاهـی سنتـی نسبـت به مسائلـی چـون «قـدرت» و «جنسیـت» متهـم مـی‌کنـد. بودریار مـی‌گویـد فوکـو نمـی‌توانـد خـود را خـارج از بازی های قـدرت قـرار دهـد. بودریـار با محـور قـرار دادن«فـراینـد شبیـه سازی فـراواقعیـت سازانـه» به مسألـه سـازوکـارهـای قـدرت و چگونگـی بازتولیـد آن مـی­‌پردازد. او از ایـن پـس بـر همـین مفاهیـم اساسـی یعنـی «شبیـه سـازی» و«فراواقعیـت» تأکیـد کـرده و صراحتـاً بـه مـا می‌گویـد کـه در «عصـر وانمـوده‌هـا» به سـر مـی‌بریـم.

بودریار در سال ۱۹۹۱ در رابطه با جنگ خلیج فارس سلسله مقالاتی به چاپ رساند که انتقادات فراوانی را به دنبال داشت. بودریار در این مجوعه مقالات اشاره می‌کند که «آنجا نمی‌تواند جنگی رخ داده باشد». وی معتقد بود جنگی که در خلیج فارس اتفاق افتاد، چندی پیش در رسانه‌ها شکل گرفته بود. این مجموعه مقالات بعدها در کتابی به نام «جنگ خلیج فارس رخ نداده است» و نقش آن‌ها در نظام سرمایه‌داری سبب شد تا همواره به عنوان منتقد فرهنگ عامه و  رسانه شناخته شود.

(بیشتر…)

جایگاه رشتۀ انسانی‌ در میان دیگر رشته‌‌ها

بسیاری از دانش‌آموزان مستعدِ نهمی در زمان انتخاب رشتۀ انسانی از طرف خانواده و اطرافیان خود تحت فشار روانی قرار می‌گیرند و بعضاً همین فشار روانی آن‌ها را از انتخاب عاقلانه و علاقه‌مندانه دور می‌سازد.

دانش‌آموزانی که در درس ریاضی و تجربی نمرۀ خوبی کسب می‌کنند، گمان می‌کنند که در رشته ریاضی و تجربی می‌توانند به موفقیت برسند. این درحالی است که در دوره متوسطه اول بیشتر معلمان با ارفاق زیاد برگه‌های امتحانی را تصحیح می‌کنند و نمرات دانش‌آموزان را به اصطلاح گرد می‌نمایند. دانش‌آموزان نیز با نمرات اغراق شدۀ معلمان به رشته‌های تجربی و ریاضی وارد می‌شوند و پس از گذشت چندماه متوجه ضعف خود شده و به فکر تغییر رشته می‌افتند.

(بیشتر…)

آیا دانشگاه فرهنگیان تنها گزینۀ تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش است؟

سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش کشور صبح امروز در بیست و یکمین نشست مدیران و روسای دانشگاه فرهنگیان ارتقای کیفی بر مبنای سند تحول بنیادین را استراتژی اصلی نظام تعلیم و تربیت اعلام کرد و گفت: «برای تبدیل وضعیت موجود به وضعیت مطلوب لازم است تا بر اجرای متوازن سند تحول تمرکز داشته باشیم»

در همین راستا حسینی اظهار کرد: «بزرگترین و اولین رسالت دانشگاه فرهنگیان تأمین و تربیت نیروی انسانی با صلاحیت‌های اخلاقی، اعتقادی، انقلابی، حرفه‌ای و تخصصی است. رسالت این دانشگاه با دیگر دانشگاه‌ها متفاوت است، در این دانشگاه باید علاوه بر دانش‌آموزی، کنش‌آموزی و حرفه‌آموزی برجستگی بیشتری داشته باشد که بتوان گفت این دانشگاه در مسیر خود حرکت می‌کند.»

(بیشتر…)

مقایسه آمار دریافت کنندگان مدرک دکتری علوم انسانی در آمریکا و ایران

بسیاری از نوجوانان و دانش‌آموزان ایران حداقل یک بار در دوران تحصیل خود این جمله را از خانواده و بزرگترها شنیده‌اند که ان‌شاالله دکتر شوی. شیرینی مهندس شدنت را بخوریم و از این قسم جملات.

متأسفانه در جامعۀ ما دکتر و مهندس شدن غایت آمال و آرزوهای خانواده‌ها برای فرزندان‌شان است و با همین طرز تفکر، غیرمستقیم به  علایق و انتخاب فرزندان خود شکل معینی می‌دهند. درنتیجه ما هرساله با موج بزرگی از داوطلبان رشته تجربی مواجه می‌شویم که عطش‌شان به طرز جنون‌آمیزی فقط با قبولی در رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی فرو می‌نشیند. این در حالی است که جامعه به غیر از پزشک و مهندس از بخش‌های مختلفی تشکیل می‌شود که نیازمند تخصص و دانش روز است و متاسفانه همین بینش می تواند از دلایل مهم عدم پیشرفت یک کشور باشد.

(بیشتر…)

جهان در غمِ تخریب کلیسای نوتردام

بعداز ظهر روز دوشنبه ۲۶ فروردین (۱۵ آوریل) کلیسای جامع نوتردام در پاریس آتش گرفت و در مدت کوتاهی آتش به دیگر نقاط ساختمان نیز رسید و آسیبی جدی به کلیسا وارد آورد.

آن‌گونه که خبرها می‌گویند هنوز علت اصلی آتش‌سوزی مشخص نیست و برخی مقام‌های مسئول می‌گویند علت این سانحه، می‌تواند مرمت سازی‌های داخل کلیسا باشد.

یک مقام اداره آتش نشانی پاریس خبرداده که سازه اصلی بنا “نجات یافته است”.

این سانحۀ غم‌انگیز درحالی رخ داد که بسیاری از مردم کوچه و خیابان در سکوت، سوختن پربازدیدترین و باشکوه‌ترین اثر تاریخی پاریس را اشک می‌ریختند و برخی برای حفظ جانِ کلیسای «بانوی ما» سرودهای مذهبی می‌خواندند.

(بیشتر…)

به مناسبت زادروز امیل دورکیم

*جامعه‌شناسی پوزیتیویستی:

«جامعه شناسی در آغاز شکل گیری خود در قرن نوزدهم میلادی سعی کرد به علوم طبیعی به ویژه علم فیزیک نزدیک شود. به همین دلیل اگوست کنت، بنیان گذار جامعه شناسی، ابتدا نام فیزیک اجتماعی را برای این رشته برگزید. موفقیت های بی سابقة علوم طبیعی، برخی جامعه شناسان این دوره را علاقه مند کرده بود که جامعه شناسی را هر چه بیشتر به علوم طبیعی نزدیک و شبیه نمایند.

(بیشتر…)

هشتادوهشتمین سالگرد درگذشت جبران خلیل جبران

اینک تو کجا هستی ای یار من
آیا به مانند نسیم شب زنده داری می‌کنی ؟
آیا ناله و فریاد دریاها را می‌شنوی ؟
و آیا به ضعف و خواری من می‌نگری ؟
و از شکیبایی‌ام آگاهی ؟
کجا هستی ای زندگی من
اینک تاریکی مرا در آغوش گرفت و اندوه بر من غلبه یافت
در هوا لبخند بزن تا زنده شوم
کجا هستی ای عشق من ؟
آه
چقدر عشق بزرگ است و من چقدر کوچک هستم

(بیشتر…)

به مناسبت سالروز ترور مارتین لوتر

«آزادشدیم، آزاد شدیم، سپاس ای خدای بزرگ، سرانجام آزاد شدیم»

به مناسبت سالروز ترور مارتین لوترکینگ، رهبر جنبش سیاه‌پوستان در دهه‌های۱۹۶۰-۱۹۵۰

سخنرانی زیر از مارتین لوتر کینگ با نام I Have a Dream (رویایی دارم) در ۲۸ اوت ۱۹۶۳ در گردهمایی بزرگ طرفداران تساوی حقوق سیاه‌پوستان و سفیدپوستان در برابر بنای یادبود لینکلن در واشنگتن دی سی ایراد شده‌است:

خوشوقتم که امروز با شما در آنچه به عنوان بزرگ ترین تظاهرات برای آزادی در تاریخ این ملت باقی خواهد ماند، همراهم.

حدود یک صد سال پیش یک آمریکایی بزرگ که ما امروز در سایه نمادین او ایستاده‌ایم اعلامیه آزادی بردگان را امضا کرد.

این حکم خطیر برای میلیون‌ها برده سیاه پوستی که درداغ شعله های ستمی فرساینده می سوختند، مشعلی از امید شد. امضای این اعلامیه همچون سپیده دم بود که مژده پایان شب تار اسارت ایشان را می داد.

از آن روز یک صد سال گذشته است و سیاهان هنوز آزاد نیستند. یک صد سال گذشته است و دست و پای سیاهان هنوز در بند جداسازی و زنجیر تبعیض بسته است و زندگی شان را فلج کرده است.

یک صدسال گذشته است و سیاه هنوز در جزیره تنهای فقرش در میانه اقیانوس عظیم رفاه مادی زندگی می کند.

یک صد سال می گذرد و سیاه همچنان در کنج و کناره جامعه آمریکا پای می کشد و در سرزمین خویش بیگانه است. ما امروز اینجا گرد آمده ایم تا وضعیتی هولناک را به نمایش درآوریم.

به عبارت دیگر، ما به پایتخت کشورمان آمده ایم تا چک مان را نقد کنیم.

وقتی معماران جمهوری ما آن کلمات پرشکوه قانون اساسی و اعلامیه استقلال را می نوشتند، در حقیقت قولنامه ای را امضا می کردند که هر آمریکایی به آن متعهد می شد.

این قولنامه، پیمانی بود که برای همه انسان ها، آری همه، چه سیاه و چه سفید، حق فسخ ناپذیر برخورداری از زندگی، آزادی، و شادی را تضمین می کرد.

روز عدالت و برابری نژادی

امروز روشن است که آمریکا آنجا که به شهروندان رنگین پوستش مربوط می شود، در وفا به این عهد خود قصور کرده است. آمریکا به جای وفای به این عهد به سیاهان چک تقلبی داده است. چکی که روی آن مهر«موجودی ندارد» خورده است.
اما ما باور نمی کنیم که بانک عدالت ورشکسته باشد. ما باور نمی کنیم که در خزانه عظیم فرصت های این کشور موجودی کافی نباشد. ما آمده ایم این چک را نقد کنیم – چکی که هروقت بخواهیم، گنجینه آزادی و امنیت و عدالت را بر ما می گشاید.
ما همچنین به این مکان مقدس آمده ایم تا ضرورت و فوریت اکنون را به آمریکا یادآورشویم. دیگر وقتی برای غرق شدن در تجمل حفظ خونسردی و تجویز مسکن وقت کشی نمانده است. اکنون زمان تحقق وعده های دموکراسی است. اکنون زمان برآمدن از درون دره های تاریک و عبوس تبعیض و جداسازی به گذرگاه آفتابی عدالت و برابری نژادی ست. اکنون زمان برکشیدن ملت ما از شنزارسست ستم نژادی به صخره برادری است. اکنون زمان آن است که عدالت برای همه فرزندان خدا به واقعیت تبدیل شود.
نادیده گرفتن ضرورت این دم و سرسری گرفتن اراده سیاهان برای آمریکا مهلک است. این تابستان کلافه کننده نارضاییِ مشروع سیاهان تنها با پاییز شورانگیز آزادی و برابری به پایان می رسد. سال ۱۹۶۳ سال پایان نیست، زمان آغاز است.
آنان که امیدوارند سیاهان در اینجا تنوره بکشند و بخار سرشان را بیرون کنند و بعد راحت و راضی شوند و پی کارشان بروند (باید بدانند) که مثل همیشه اگر کار کشور به حسابرسی بکشد بیداری سختی خواهند داشت.
تا زمانی که سیاهان به حقوق شهروندی شان دست نیافته اند آمریکا نه قرار خواه دیافت و نه آرام خواهد شد. تا آن دم که روز روشن عدالت بردمد، گردبادهای طغیان به لرزاندن بنیادهای کشور ادامه خواهد داد.
اما نکته ای هست که باید آن را با ملتم که بر درگاه گرم کاخ عدالت ایستاده اند بگویم. در روند رسیدن به جایگاه شایسته مان نباید دستمان را به خلاف و خطا آلوده کنیم. تشنگی مان برای آزادی را با نوشیدن از جام تلخی و تنفر سیراب نکنیم.
همواره مبارزه مان را بر عرصه والای احترام و انضباط هدایت کنیم. نگذاریم که اعتراض خلاق مان با خشونت فیزیکی به انحطاط بگرود. هماره و همیشه به نیروی معنوی با زور بدنی روبرو شویم و این چنین خود را به عرش اعلا برسانیم.
این نیروی مبارزه جویی شگفتی آوری که به سیاهان روی کرده است، نباید به بی اعتمادی به همه سفیدان بینجامد.
زیرا بسیاری از برادران سفید ما، همچنان که حضورشان امروز در اینجا نشان می دهد، دریافته اند که سرنوشت شان به سرنوشت ما گره خورده است. دریافته اند که آزادی آنان به طرزی جدایی ناپذیر در قید آزادی ماست. نمی توانیم به تنهایی بپوییم.

رویایی دارم

وقتی راه را می پوییم باید عهد ببندیم که همواره به جلو خواهیم رفت. نمی توانیم به عقب برگردیم.
بعضی ها از ما پای بندان به حقوق مدنی می پرسند: «کی راضی می شوید؟» می گوییم: تا زمانی که منزل گاه های شاه راه ها و مهمان سراهای شهرها بدن های کوفته و خسته از رنج راه مان را به خود راه نمی دهند، هرگز راضی نخواهیم شد. تا زمانی که سفر برای سیاهان یعنی از آلونک نشینی کوچک تر به حلبی آبادی بزرگتر رفتن، راضی نمی شویم.
دوستان، امروز به شما می گویم. به رغم دشواری ها و سرخوردگی های حال، من هنوز رویایی در سر دارم. رویایی که ریشه هایش در کنه رویای آمریکایی خزیده است.
رویای آن دارم که روزی این ملت برپا خیزد و این عقیده را به معنای واقعی آن زندگی کند.
رویای آن دارم که روزی بر تپه های سرخ رنگ جورجیا پسران بردگان پیشین و پسران اربابان آن بردگان پیشین با هم بر سر یک سفره برادری بنشینند.
رویایی دارم که روزی حتی ایالت می سی سی پی، این ایالت بیابانی، ایالتی که از حرارت ستم و سرکوب کلافه است، به واحه خرم آزادی و عدالت تبدیل شود.
رویایی دارم که روزی چهار کودکم در کشوری زندگی خواهند کرد که نه با رنگ پوستشان، که با شخصیت شان قضاوت شوند.
من امروز رویایی دارم.
رویایی دارم که روزی در آلاباما، با همه نژادپرستان شریرش، با فرماندارش که جز کلمات مداخله و حذف از لبانش نمی چکد، روزی در همان آلاباما، پسرکان سیاه و دخترکان سیاه بتوانند با پسرکان و دخترکان سفید خواهر و برادروار دست در دست هم دهند.
امروز من رویایی دارم.
رویایی دارم که روزی هر دره ای ارتفاع خواهد گرفت، هر تپه و کوهی پستی خواهد گرفت، مکان های ناهموار هموار و پیچ و خم ها سرراست خواهند شد. شکوه خداوند آشکار خواهد شد و همه تن ها چشم خواهند شد و آن را خواهند دید.

ایمان دارم

این امید ماست. این ایمانی ست که با خود به جنوب می برم.
با این ایمان می توانیم از کوه یاس سنگ امید برکنیم.
با این ایمان می توانیم جنجال ناهم ساز کشورمان را به سمفونی زیبای برادری تبدیل کنیم.
با این ایمان می توانیم با هم کار کنیم، با هم دعا کنیم، و با هم تلاش کنیم، با هم به زندان برویم، با هم برای آزادی بایستیم، و یقین بدانیم که روزی آزاد خواهیم شد.
این روزی ست که همه فرزندان خدا می‌توانند با معنایی تازه این سرود را بخوانند : «کشورم، این برای توست، سرزمین محبوب آزادی، برای توست که می خوانم. سرزمینی که پدرانم در آن مردند، سرزمین غرور زائران، بگذار از دامنه هر کوهساری، آزادی زنگ بزند»